مشاهدۀ نمونه روان‌بودن و سادگی

ترجمه را می‌توان «یکسان‌سازیِ تأثیر متن مبدأ و مقصد» دانست؛ یعنی همان حسی که برای خواننده در زبان مبدأ حاصل می‌شود، به خواننده در زبان مقصد نیز دست دهد. پیش‌فرضِ این اثرگذاری، فهم روان است. حرف دشوارفهم هیچ اثری در خواننده نمی‌گذارد؛ چون در همان گام اول، یعنی فهم معنا و مُراد، نگهش می‌دارد. هدف صریح ما در این ترجمه این است که جوان یا نوجوان، حتی در مقطع پنجم ابتدایی، وقتی این ترجمه را به‌دست می‌گیرد و می‌خوانَدش، روان پیش برود و سریع و ساده بفهمد و ربطِ بین جمله‌ها را درک کند. همچنین راننده و تعمیرکار و میوه‌فروش و خانه‌دار و بازاری، بدون فشارآوردن به ذهن و دنده‌عقب‌زدن در خواندن، ترجمۀ قرآن را راحت بخوانند و از فهمیدن معارف شیرین قرآن لذت ببرند؛ حتی طلبه و دانشجو و استاددانشگاه و نویسنده و پزشک و وزیر و وکیل هم می‌توانند از این ترجمه «برای درک پیام خداوند» استفاده کنند.

 

¡ إسراء، ۳۶: وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ.

مترجمان: آنچه به آن علم نداری پیروی مکن. از چیزی که بدان علم نداری (در مرحله اعتقاد و گفتار و عمل) پیروی مکن. چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن. از چیزی که به آن علم نداری پیروی مکن. چیزی را که بدان علم نداری پیروی مکن. از چیزی دنباله‌روی مکن که از آن ناآگاهی. چيزى را كه بدان علم ندارى پيروى مكن. از پى آنچه ندانى كه چيست مرو. و از پى آنچه بدان دانش ندارى مرو. و (ای انسان) هرگز آنچه را که بدان علم و اطمینان نداری دنبال مکن.

ترجمۀ ما: دنبال آنچه نمی‌دانی، راه نیفت.

 

¡ أنبیاء، ۸: وَمَا جَعَلْنَاهُمْ جَسَدًا لَّا يَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَمَا كَانُوا خَالِدِينَ.

ترجمۀ ما: پیامبران را با بدنی نیافریدیم که به غذا احتیاج نداشته باشد. عمر جاویدان هم نداشتند.

استادولی:‌ و هرگز آنان را پیکری که غذا نخورند قرار ندادیم و جاودانی هم نبودند.

خرمشاهی: و ما آنان را به صورت پیکری نساخته بودیم که خوراک نخورند و آنان هم جاودانه نبودند

مکارم: آنان را پیکرهایی که غذا نخورند قرار ندادیم! عمر جاویدان هم نداشتند!

مشکینی:‌ و ما آن فرستادگان را جسدی که طعام نخورند (جهاز هضم و دفع نداشته باشند) قرار ندادیم و آنها جاویدان هم نبودند (که مرگ نداشته باشند).

بهرام‌پور: و آنان را جسدى قرار نداديم كه طعام نخورند، و عمر جاويدان هم نداشتند

فولادوند: و ايشان را جسدى كه غذا نخورند قرار نداديم و جاويدان [هم‌] نبودند.

حداد ع.: و ما آنا را (به‌صورت) کالبدهایی که غذا نخورند، نیافریدیم و جاوید هم نبودند.

مجتبوی: و آنان را كالبدى نساختيم كه طعام نخورند، و جاويدان هم نبودند.

انصاریان: و آنان را جسدهایی که غذا نخورند قرار ندادیم، و جاویدان هم نبودند [که از دنیا نروند.]

آیتی: آنها را كالبدهايى نكرديم كه به طعام نيازمند نباشند و عمر جاويدان هم نداشتند.

الهی ق.: و ما پیغمبران را (چون فرشته) بدون بدن دنیوی قرار ندادیم تا به غذا و طعام محتاج نباشند و در دنیا هم همیشه زنده نماندند.

 

 

¡ إسراء، ۴۸: إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا (۴۷) انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ… (۴۸).

مکارم: ببین چگونه برای تو مثلها زدند! فولادوند: ببين چگونه براى تو مَثَلها زدند.

بهرام پور: ببين چگونه براى تو مثل‌ها زدند. خرمشاهی: بنگر که چگونه برای تو مثل زده‌اند.

آیتی: بنگر كه چگونه براى تو مثَلها زده‌اند. گرمارودی: بنگر چگونه برای تو مثل‌ها زده‌اند.

مجتبوی: بنگر كه چگونه براى تو مَثَلها زدند. حداد ع.: ببین برای تو چه مثل‌هایی زده‌اند.

نعمت‌الله صالحی: بنگر که چگونه برای تو مثل‌ها زده‌اند. کریم زمانی: بنگر که چه‌سان برای تو مَثَل‌ها می‌زنند!

الهی ق.: بنگر تا چه نسبتها به تو می‌دهند! خرمدل: بنگر چگونه تو را به صفاتی [چون شاعر، کاهن، ساحر و مجنون] وصف می کنند.

ترجمۀ ما: ابتدا چند گزینه نوشتیم: چه نسبت‌های ناروایی به تو می‌دهند! برای تو چه حرف‌ها که درنمی‌آورند! چه تهمت‌ها که نثارت می‌کنند! چه برچسب‌هایی به تو می‌زنند. این را برگزیدیم: برای تو، چه حرف‌ها که درنمی‌آورند!

 

 

¡ یوسف، ۵۵: قَالَ اجْعَلْنِي عَلَىٰ خَزَائِنِ الْأَرْضِ ۖ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ.

مترجمان: من نگهبانی کاردانم‌. نگهدارنده و آگاهم! من نگهبانى دانا هستم. من نگهبان دانایی هستم. من بسیار حافظ و نگهدار (خزائن و مستغلّات، و) بس آگاه (از مسائل اقتصادی و کشاورزی) می‌باشم. من نگهبانى كاردانم. من نگهبانى دانايم. نگاهبان و دانايم. دانا و بصیرم. همانا من نگهبان و دانایم. من نگاهبان و دانایم.

ترجمۀ ما، طبق نظر آقای جوادی آملی در تفسیر تسنیم: مرا به‌سِمت خزانه‌داری مملکت منصوب کن؛ چون من هم متعهدم و هم متخصص.

 

 

¡ أنبیاء، ۷۹: وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا ۚ وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ ۚ وَكُنَّا فَاعِلِينَ.

اسم فاعل بر استمرار دلالت دارد. ترجمۀ ما: به هر دویشان حکمت و دانش عطا کرده بودیم. کوه‌ها و پرندگان را هم رام کردیم تا در رکاب داوود، تسبیح خدا بگویند. ما از این ‌کارها زیاد کرده‌ایم.

مجتبوی: و ما كننده [اينها] بوديم. الهی ق. و بروجردی: و ما این معجزات را از او پدید آوردیم.

مکارم: … و ما این کار را انجام دادیم! فولادوند: و ما كننده [اين كار] بوديم.

ه. آبان: و این کارها را ما کردیم. استادولی: و ما کننده [این کارها] بودیم.

خرمشاهی: و توانای آن کار بودیم‌. انصاریان: و ما انجام دهنده [این کار] بودیم.

معزی: و بودیم کنندگان‌. آیتی: و اين همه ما كرديم. حداد ع.: و (این کارها) را ما کردیم.

بهرام‌پور: و ما انجام دهنده‌ى اين كار بوديم. صادقی ت.: و ما کننده‌ی (این کارها) بوده‌ایم.

خرمدل: و ما (این کار را) می‌کردیم (و انجام چنین کارهائی در برابر قدرت ما چیزی نیست).

 

 

 

¡  غافر، ۳۶و۳۷: وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا هَامَانُ ابْنِ لِي صَرْحًا لَّعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ. أَسْبَابَ السَّمَاوَاتِ فَأَطَّلِعَ إِلَىٰ إِلَٰهِ مُوسَىٰ وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ كَاذِبًا.

انصاریان: و فرعون گفت: ای هامان! برای من بنایی بسیار بلند بساز شاید به وسایلی برسم، وسایل [بالا رفتن به] آسمان ها تا از خدای موسی آگاه شوم [که کیست و کجاست؟!] هر چند موسی را [در گفته هایش درباره خدا] دروغگو می پندارم.

استادولی: … برای من برجی بلند بساز، شاید به راه‌ها دست یابم، راه‌های آسمان‌ها، تا به خدای موسی بنگرم…

خرمشاهی: … برای من برجی [بلند] برآور باشد که به این راهها برسم‌ راههای آسمان، تا به خدای موسی پی ببرم…

صفارزاده: … براى من برج مرتفعى بساز كه از آن بالا روم و وسيله‏اى باشد. كه با آن به ارتفاعات آسمانها صعود كنم تا از احوال و كار خداى موسى‏ سر در بياورم …

گرمارودی: … كاخى براى من بساز باشد كه من به اين راه‏ها دست يابم … راه‏هاى آسمان‏ها، تا به خداى موسى بنگرم …

مجتبوی: … براى من كوشكى- برجى- افراشته بساز تا مگر به آن راه‌ها- يا درها- برسم، راه‌هاى- يا درهاى- آسمانها، تا به خداى موسى ديده‌ور شوم…

حداد ع.: … برای من برجی بلند بنا کن، شاید من به اسبابی دست یابم. اسباب (صعود به) آسمانها، تا با خدای موسی مواجه شوم…

فولادوند: … براى من كوشكى بلند بساز، شايد من به آن راهها برسم: راههاى [دستيابى به‌] آسمانها، تا از خداى موسى اطلاع حاصل كنم…

مکارم: … برای من بنای مرتفعی بساز، شاید به وسایلی دست یابم، وسایل (صعود به) آسمانها تا از خدای موسی آگاه شوم…

بهرام‌پور: … براى من بناى مرتفعى بساز، شايد من به آن راه‌ها دست يابم راه‌هاى آسمان‌ها، تا از خداى موسى اطلاعى حاصل كنم…

المیزان، ج۱۷، ص۳۳۲: و قيل [یعنی آلوسی در روح المعانی]: إن مراده أن يبني له رصدا يرصد فيه الأوضاع السماوية لعله يعثر فيها على ما يستدل به على وجود إله موسى بعد اليأس عن الظفر عليه بالوسائل. و هو حَسَن.

ترجمۀ ما: فرعون به وزیر خود گفت: «هامان، برای تحقیق بیشتر، رصدخانه‌ای بزرگ برایم بساز؛ بلکه با آن بتوانم از اوضاع فلکی مطلع بشوم و با آنکه موسی را فردی دروغ‌گو می‌دانم، از خدایش اطلاعاتی به‌دست بیاورم.»

در آیۀ ۳۸ سورۀ قصص همین دستور فرعون آمده و فقط بندِ «فَأَوْقِدْ لي‏ يا هامانُ عَلَى الطِّينِ» به آن اضافه شده است. مترجمان برای این تکه، این ترجمه‌ها را آورده‌اند: بر سرِ گِل آتش برافروز، آتشی بر گِل بیفروز (آجر بپز)، برای من در کوره آجر بزن، برای من آجر بساز، برایم بر گِل آتش بیفروز، با گداختن گِل در آتش برای من آجرهایی فراهم کن. نیز، در ترجمۀ انگلیسیِ قرایی، مبتنی بر ترجمۀ مجتبوی، چنین آمده است: Haman, light for me a fire over clay.

ترجمۀ مــا: هامان، مصالح ساختمانیِ محکمی تهیه کن.

 

¡  طه، ۱۲۰:‌فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا يَبْلَىٰ.

مجتبوی: پس شيطان او را وسوسه كرد، گفت: اى آدم، آيا تو را به درخت جاودانى و پادشاهيى كه كهنه و نابود نشود راه بنمايم؟

فولادوند: پس شيطان او را وسوسه كرد، گفت: «اى آدم، آيا تو را به درخت جاودانگى و مُلكى كه زايل نمى‌شود، راه نمايم؟»

ترجمۀ ما: طه، ۱۲۰: شیطان زیر پایش نشست و درِ گوشش خواند: «دوست داری درختی نشانت بدهم که با خوردن میوه‌اش به زندگی جاودان و ریاست بی‌پایان برسی؟»

 

¡ إسرا، ۱۸تا۲۱: هرکه دنیای زودگذر را بخواهد، به او می‌دهیم؛ البته به هرکس هر مقدار که مصلحت بدانیم. ولی در آخرت جهنم را نصیبشان می‌کنیم که با ‌خفّت و خواری، در آن سرخ‌ و‌ سوخته می‌شوند. * آنانی هم که مشتاق زندگی آخرت باشند و آن‌طور که باید، برایش تلاش کنند، به‌شرط ایمان به خدا و پیامبران و قیامت، از تلاششان قدردانی می‌شود. * برای هر دو گروهِ دنیاطلب و آخرت‌خواه، شرایط رسیدن به خواسته‌هاشان را فراهم می‌کنیم. استفاده از شرایطی که خدا آماده می‌کند، برای کسی ممنوع نیست. * ببین چگونه مردم را در زندگی دنیا بر یکدیگر برتری داده‌ایم. مطمئناً درجه‌ها و برتری‌های آخرت از این هم بیشتر و برتر است.

یک نظر

  1. اسما ۱۳۹۶/۰۹/۱۰ پاسخ

    سلام. با توجه به حدیثی که در مورد سخن امام علی در توضیحات انتهای قرآن بیان کردید ،باید عرض کنم :کودکان و نوجوان برای فهم صحیح قرآن ،بیش از دریافت آن بوسیله زبان مادری خود، نیازمند فهم و درک زبان اصیل قرآن هستند. پس شناخت زبان عربی راهگشای کاشتنی صحیح و اصیل است.
    اگرچه ترجمه پیام رسان ، ترجمه ایی مناسب برای انتقال بعضی از مفاهیم قرآن به کودکان است زیرا ترجمه یک کتاب معمولی در مقایسه با ترجمه کتابی آسمانی قابل مقایسه نیست و هرگز نمی توان حق گفتار قرآن را بوسیله زبان فارسی ادا کرد.

دیدگاه خود را بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*